تو فکر یک ترانه‌ام، از آرزوهای محال
  • تازه به دوران رسیده‌ای با برچسب وبلاگ‌نویس

    ۱۴
    scissors
    چهارشنبه ۶ آذر ۱۳۸۷foadsaوبلاگستان

    انتخاب پادکست آق فری و شرکا با تجربه‌ی کوتاه‌مدتی که در وبلاگستان داشت به عنوان یکی از کاندیداهای مسابقه‌ی دویچه وله، برای من به عنوان یکی از اعضای پادکست و بقیه‌ی دوستانم یک سرگرمی بود. یک سرگرمی برای اینکه وبلاگستان شادتری را بسازیم و اینجا کمی شیطنت کنیم.
    اما قصه، قصه‌ی من و شرکا نیست. قصه از مطلب نیما اکبرپور شروع می‌شود که از تهمت ویولت (که بعدآ جرح و تعدیل شد) شکایت کرد. من با توجه به شناختی که از نیما داشتم، در وبلاگ ویولت کامنتی گذاشتم به این مضمون:

    متاسفم برات ویولت جان، خیلی جدی گرفتی قضیه رو، تا حدی که تهمت می‌زنی. مطمئن باش این حرکتت توی رای داورها تاثیر می‌ذاره چون در انتخاب نهایی مهم رای هیئت داورانه و رای کاربران سهم ناچیزی داره. گفتم که این نکته رو بدونی اگر به انتخاب‌های سال‌های قبل توجه نداشتی. بعدآ با توکا نیستانی نخوره توی ذوقتون

    با وبلاگ ویولت از طریق نوید مجاهد عزیز آشنا شده بودم، می‌دانستم باید رعایت وضع روحی‌ش را کرد و به خاطر بیماری‌‌ای که با آن دست به گریبان است نمی‌خواستم بیش از حد آزرده‌خاطر بشود. اما امروز با چنین جوابی مواجه شدم:

    فواد جان!!
    چقدر بده آدم هر مزخرفی خواست بگه یه جان بچسبونه اولش ها
    منم متاسفم برای شما خوانندگانی که اینقدر فهیمانه و کورکورانه فقط به صرف اینکه یه چیزی گفته باشیدو شاید صدآفرین تحویل بگیرید حاضرید هر کیسه آشغالی رو بذارید دم درخونه همسایه
    ممنون از یادآوری نکته ات مدنظرم نگه میدارم که درچار شوک نشم
    دوست شما هم اگه اینقدر بهش برخورده کاشکی در ظرف دو روزی که همه این اتفاقات افتاد یه تکذیبیه می نوشت تا متحمل!!!بار انتقاد و تهمت نمی شد…باور کن این ساده ترین و کم خرج ترین راه بود

    حالا که می‌بینم خوشحالم که نیما اکبرپور دوست من است، هر چند دوستی نه چندان نزدیک اما خب سلام و علیکی با هم داشته‌ایم. با دو نفر از کاندیداهای دیگر هم در ارتباطم. با سمیه توحیدلوی گرامی و الیزه‌ی دوست‌داشتنی. همینجا بگویم که با احترام به همه‌ی عزیزان در رای‌گیری به "بر ساحل سلامت" رای داده‌ام.
    در این چند وقتی که کاندیداها معرفی شده‌اند هیچ چیز به اندازه‌ی مطالبی که ویولت و توکا نیستانی در مورد مسابقه و رای دادن نوشتند در وبلاگستان مرا نرنجاند، به طوری که خوراک وبلاگ هر دوی‌شان را گوگل‌ریدرم خارج کردم. فکر کردم برنده شدن در این مسابقه جزئی از وبلاگشان شده است و این بچه‌بازی‌ها من مخاطب را آزار می‌داد.
    خوشحالم که انتخابم شخصی نبوده‌است که میزان محبوبیت را تعداد کامنت و میزان بازدید وبلاگش می‌داند، آیا این دیدگاه شما را یاد شخصیتی دولتی در ایران نمی‌اندازد؟
    از آن‌سو ناراحتم که چرا من و دوست عزیزم در پادکست آق فری و شرکا، پدرام خواستیم باب گفتگو را با شخصیتی باز کنیم که به کامنتی چنین:

    متاسفم.نوشتن همچین پستی واقعا زشت بود.یه مسابقه آبکی این قدر ارزش نداره.انتظار نداشتم همچین نوشته‌ای رو اینجا ببینم.

    اینچنین وقیحانه نمی‌گویم پاسخ داده است، می‌گویم پرخاش کرده است:

    از نوشته زشتتر!!!!!!!!!!!!!!!!! (که من زشتی درش نمی بینم)کار تعدادی کاسه لیس امثال شماست
    تغاری بشکند ماستی بریزد
    جهان گردد به کام کاسه لیسان

    فکر می‌کنم برای چنین شخصی احترام بیش از حدی قائل بوده‌ام. همانطور که پدرام در این مطلب همه چیز را نوشته است.
    متاسفم که بعضی‌ها به دوران تازه‌ای قدم می‌گذارند با مطرح شدن نامشان در چند مسابقه، که ارزشش فقط در سرگرمی‌ست و نه اینگونه تاختن به دیگران…

    , , , ,

۱۴ نظر برای “تازه به دوران رسیده‌ای با برچسب وبلاگ‌نویس”

  1. این نوشته‌ی تعدیل شده‌ی ویولت را دیدم یاد مطلب زهرا اچ‌بی در مورد گلشیفته و بعد ماجرای غلط کردمش افتادم. آخ مردم از خنده که این بشرها چقدر شبیه هم هستم. برایشان متاسفم که اینقدر کونه نظرند!

    پاسخ به این نظر

    :))) باز زهرا اچ بی برای یک بار به اشتباهش اعتراف کرد.

    پاسخ به این نظر

  2. ای بابا.

    پاسخ به این نظر

  3. [...] فواد عزیز هم اینجا در این مورد نوشته.در پاسخ به جواب زشتی که ویولت به کامنتش داده بود. [...]

  4. ممنونم فواد.

    نمی‌دونم چرا یه تذکر ساده که ما خیلی محترمانه هم داده بودیم باید یه همچین جواب‌هایی می‌گرفت و کار به اینجاها می‌کشید.

    واقعا باعث تاسفه!

    پاسخ به این نظر

    خب از همین جواب‌ها می‌شه آدم‌ها رو شناخت

    پاسخ به این نظر

  5. ممنونم فواد جان.
    ارزش این مسابقات به دوستی هایی هست که ایجاد می کنه. اگر قرار باشه بذر دشمنی بپاشه، یعنی شیپور رو از سر گشادش زدیم!

    پاسخ به این نظر

  6. سلام آقا فواد
    خسته نباشی
    ممنونم از بابت این توضیحات مفصلی که ارائه کردی و همچنین ثبت کامنت ها در وبلاگت.

    به نظرم بهتره در چنین مواقعی با یک اتحاد کامل این افراد رو بصورت کامل بایکوت کنیم و به کل از لیست وبلاگستان حذف کنیم.
    هم تبادل لینک ها کنسل بشه و هم ادرس شان از خوراک خوان بازدیدکنندگان پاک بشه.

    حیف شد که مجبور شدی برای احقاق حق ات یکی از پست های وبلاگ قشنگت را به اینگونه افراد اختصاص دهی!!!!

    پاسخ به این نظر

  7. :))
    قربون بلاگستان و کودکی هایش بریم ما
    سخ نگیر رفیق.تا بوده همین بوده و تا هست همین هست
    آنچیز که نابوده میان و وسطم باز ولی هست

    پاسخ به این نظر

  8. [...] : تازه به دوران رسیده ای با برچسب وبلاگنویس : راه [...]

  9. [...] مورد نظراتی که در مورد این ماجرا در وبلاگ‌های مختلف (+ + +) نوشته‌ام، توضیحاتی [...]

  10. برام عجیبه که ویولت اینچا کامنت نذاشته … ! اما این نظر سنجی هرچی نداشت یه حسن داشت اونم شناخته شدن بعضی از وبلاگ نویسان و پاک شدن از ریدر !

    پاسخ به این نظر

  11. من یه چی بگم؟اون روزی که ویولت اون پستو زد رفتم که براش کامنت بزارم بعد دیدم به شما ها این جواب ها رو داده کلن بیخیال شدم.چون ترسیدم به منم یه چی بگه اصن در شانه یه آدم نیست و براش هم به شدت متاسف شدم.واقعیتش فکر می کردم که شما ها هم اون جواب ها رو دیدید و عکس العملی نشون ندادید کلی حال کردم با هاتون.اما الان این پست ها …..:( من نمی گم کار ویولت درست بوده اما خدائیش این طور جو سازی کردن هم کار صحیحی نیست.حق دارید ناراحت باشید اما ویولت با این طرز صحبتش خیلی از خواننده های واقعی و کسانی که دوسش داشتن رو از دست داد.شاید بهتر بود یکی بهش این موضوع رو یاد آوری کنه.این طور پست زدن ها و هیجنانی تصمیم گرفتن ها و نوشتن ها بد تر جو رو خراب می کنه.و باید همیشه در نظر داشته باشیم ویولت حتی اگر دشمن خونی ما هم باشه باز هم یه بیماری عصبی خطرناک داره و ما مسئولیم اگر بخوایم با هیجان دادن و عصبی کردن جو و اینکه از خودمون دفاع کنیم یکی رو به مرز … برسونیم. من چون شما ها رو دوست دارم و به عنوان یه دوست دارمم این صحبتو می کنم.چون فکر می کنم آدم های مغروری نبودید و نیستید و امیدوارم هیچ وقت نباشیقصدمم نصیحت و نا ظم بازی نیست.ببخشید خیلی زیاد شدد.حالا هم بیخیال و دس دس دس

    پاسخ به این نظر

    یه آدمی که مریض داره و می‌دونه دیگران دارن رعایت بیماری‌شو می‌کنن، حق نداره هر چی از دهنش در اومد اونم به کامنتی که مؤدبانه بهش تذکر داده بگه. به هر حال نوشتن این مطالب برای ثبت در تاریخ لازم بود. قرار نیست حالا که می‌گیم آزادی، توهین‌های دیگران رو نه به خودمون بلکه به همه‌ی خوانندگان نشنیده و ندیده بگیریم. لال بودن باعث دور گرفتن طرف مقابل می‌شه مخصوصآ وقتی شخص مقابل ادب لازمه رو نداشته باشه.
    به هر حال این ماجرا از نظر من تموم شده‌س، برای من شخصیتی به نام ویولت دیگه وجود نداره.

    پاسخ به این نظر

نظر بدهید