راه من
تو فکر یک ترانهام، از آرزوهای محال-
جمعه ۱۳ دی ۱۳۸۷عارفانهشما به عقایدشان احترام بگذار خب؟ حرمت عزادار را نگه دار. شبی در زیارت عاشورا اشکهایشان را همراه باش. از اینکه فریاد و فغان را کوچه به کوچه و بدون در نظر گرفتن حال و روز اهالی خانهها بر گوشها میچکانند، دلگیر نشو. لباس مشکیات را بپوش، نه اینکه اعتقادت این باشد، تنها برای اینکه احساس کنند تو احترام عزاداریشان را اجابت میکنی. آنها اینگونه فکر میکنند دیگر، احترام به عقاید را اینگونه تفسیر کردهاند.
لحظهای فکر نکن که آیا آنها هم به احترام تو روزی به مجلس رقصی با آهنگهای از نظر آنها مبتذل خواهند آمد. یا به مجلس شبانهی ادبی در منزل تو خواهند آمد، یا به احترام تو، لذت تو را خراب نخواهند کرد.
من این احترام یکطرفهی تو را میپرستم، همعقیدهی من.
+ عنوان مطلب از ترانهی «حسادت» شهیار قنبری
ابتذال, احترام, اعتقاد, متقابل, مذهب, یکطرفه ۲ نظر -

لولهی این تفنگا رو، پُر کردن از گل کاغذی
اینو اونا میگن نه من، یه وقتی دست تکون ندی
من میگم توی هر کدوم میگن توی هرکدومش، یه گوله نیست خیابونه
یکطرفه، پر زد و خورد، خلاصه که خونریزونه
دستتو دستاتُ از جیب در نیار، یکدفه اشتباه میشه
تو هم از این زمین بری، مشت کسی وا نمیشه
آسه برو، آسه بیا، چیزی نگو، کاری نکن
بخور، بخواب، سگدو بزن، یه جوری از ریشه و بُن
لولهی این تفنگا رو، تازه خریدن به خدا
یه نابغه زاویهشو، کرده مماس با استوا
میخوان یه کاری بکنن، نسل سگا رو بردارن
اما فقط یه عالمه آدم توی خاک میکارن
گوش کن ببین که چی میگه، فلان رئیس تو کنفرانس
اصلاً مهم نیست بچهای، که میفروشه کیک و آدامس
دنیا باید قشنگ بشه، با حرفای صد تا یه غاز
چه عیبی داره جغد شب، صبح بکنه چشماشو باز با حکم جغد شبی که، زخمیه از صدای ساز
لولهی این تفنگا رو ساختن با زحمت زیاد
چه ربطی داره به شما، حتی اگه به صلح نیاد(پاییز ١٣٨۶)
بعدنوشت: با تشکر از احسان مصلحی
ترانه, تفنگ, جامعهی بشری, جنگ, شعر, صلح ۳ نظر -

برای اضافه کردن آدرس خوراک وبلاگها به گوگلریدر (به عنوان خوراکخوان برتر وب) راههای مختلفی هست، غیر از داشتن آدرس خوراک وبلاگ مورد نظر و اضافه کردن آن به طریق گودر، یک راه این است که آدرس وبلاگ مورد نظر را در قسمت مخصوص وارد کنیم یعنی اینجا:

حالا اگر آدرس خوراک وبلاگ مورد نظر در سربرگ قالب آن جاساز شده بود، گودر آن را پیدا کرده و اضافه میکند. خب تا اینجای کار موضوع دشوار نیست. قصه از آنجا شروع میشود که من نوعی خوراک وبلاگم را بردهام روی فیدبرنر تا از این امکانات عالی بتوانم استفاده کنم، آمار مشترکین خوراک وبلاگ را داشته باشم و اگر روزی وبلاگم تغییر آدرس داد، نیازی نباشد که مشترکین خوراک وبلاگم، دوباره به زحمت بیفتند. خب آیکون خوراک را با آدرس فیدبرنر در وبلاگ قرار میدهیم و مخاطبین را دعوت میکنیم به مشترک شدن، اما خوراکخوان همچنان پس از وارد شدن آدرس وبلاگ در قسمت بالا، خوراکی را مشترک میشود که در سربرگ وبلاگ جاساز شده باشد.
حالا نیاز هست که ما سربرگ را ویرایش کنیم تا خوراکخوان به جای خوراک اصلی وبلاگ، خوراک پخته شده را شناسایی کند. یکی از ایراداتی که به وردپرس دات کام وارد است، همین است که نمیتوان خوراک فیدبرنری را جایگزین خوراک اصلی وبلاگ کرد چون امکان ویرایش پوسته نیست. اما برای وبلاگهایی که با وردپرس شخصی یا مووبلتایپ مدیریت میشوند یا روی سرویسهایی قرار دارند که میتوان قالب وبلاگ را ویرایش کرد، این امکان فراهم است. اصل مطلب بین این بازه قرار دارد: <head></head> برای این کار به روشهای زیر عمل میکنیم:
توجه: پیش از اعمال تغییرات، کد قالب فعلی وبلاگتان را در یک فایل نوتپد ذخیره کنید.وردپرس شخصی:
به قسمت ویرایش پوستهها رفته و پوستهی سربرگ (header.php) را انتخاب میکنیم. کد زیر را پیدا کرده:<link rel="alternate" type="application/rss+xml" title="<?php bloginfo('name'); ?> RSS Feed" href="<?php bloginfo('rss2_url'); ?>" />و به جای آن این کد را جایگزین میکنیم: (توجه داشته باشید که به جای Feedburner URL باید آدرس فیدبرنر خودتان را بگذارید)
<link rel="alternate" type="application/rss+xml" title="<?php "bloginfo('name'); ?> RSS Feed" href="Feedburner URL" />و ذخیرهی تغییرات.
مووبل تایپ: (این راهنما برای مووبل تایپ نسخههای پایینتر از ۴ میباشد که ممکن است در مووبل تایپ ۴ به بالا هم قابل استفاده باشد)
به سمت قالبها رفته و قالب (index.html) و یا (index.php) را انتخاب میکنیم، کد زیر را پیدا کرده:<link rel="alternate" type="application/atom+xml" title="Atom" href="<$MTBlogURL$>atom.xml" />
<link rel="alternate" type="application/rss+xml" title="RSS 2.0" href="<$MTBlogURL$>index.xml" />و به جای آن این کد را جایگزین میکنیم: (توجه داشته باشید که به جای Feedburner URL باید آدرس فیدبرنر خودتان را بگذارید)
<link rel="alternate" type="application/rss+xml" title="RSS 2.0" href="Feedburner URL" />بلاگر:
گویا کار به همین سادگیست. البته من کار نکردهام، تیم بلاگر فارسی پاسخگوست.بلاگفا:
به قسمت ویرایش قالب رفته، کد زیر را پیدا کرده:<link rel="alternate" type="application/rss+xml" title="<-BlogTitle->" href="<-BlogXmlLink->" />و به جای آن این کد را جایگزین میکنیم: (توجه داشته باشید که به جای Feedburner URL باید آدرس فیدبرنر خودتان را بگذارید)
<link rel="alternate" type="application/rss+xml" title="<-BlogTitle->" href="Feedburner URL" />و ثبت و بازسازی وبلاگ.
پرشینبلاگ:
به قسمت ویرایش کد قالب رفته، کد زیر را پیدا کرده:<link rel="alternate" type="application/rss+xml" title="<-BlogTitle->" href="<-BlogXmlLink->" />و به جای آن این کد را جایگزین میکنیم: (توجه داشته باشید که به جای Feedburner URL باید آدرس فیدبرنر خودتان را بگذارید)
<link rel="alternate" type="application/rss+xml" title="<-BlogTitle->" href="Feedburner URL" />و ذخیره کنید.
سیستمهای وبلاگنویسی دیگر وطنی نیز تغییراتی مشابه پرشینبلاگ و بلاگفا دارند.
آیتی, بلاگفا, خوراک, خوراکخوان, فید, فیدبرنر, مووبلتایپ, هدایت, وردپرس, ویرایش قالب, پرشینبلاگ, گوگلریدر ۵ نظر
امیدوارم مشترکین خوراک وبلاگتان روزبهروز افزایش یابد. -

ماجراهای اخیر اتفاق افتاده پیرامون فرندفید، نوشتنهای پی در پی در مورد اینکه فرندفید قبلترها بهتر بود و حالا بدتر است. اکانت پاک کردنهای متوالی (نمی گویم بیمورد چون هر کس برای خودش یک دلایلی دارد که به من مربوط نمیشود) اما وقتی میبینم عدهای از تمام شدن فرندفید حرف میزنند یا به هرز رفتن آن، دلم میگیرد.
به عنوان یک عضو کوچک از جامعهی ایرانی فرندفید که از همان اوایل شکلگیری این جامعه عضو آن بودهام، درست از همان موقعی که امکاناتی که نداشت مرا به سختی جذب میکرد. میخواهم بدانم مگر فرندفید شروع شده بود که تمام شود؟ اصلآ برای چه چیزی شروع شد؟
اتفاقات زیادی در این مدت در فرندفید رخ داده است. من آدمی نیستم که حسرت دوران از دست رفته را بخورم، یادآوری میکنم اما در جریان است. زندگی آنلاین هم مثل زندگی آفلاین میگذرد. اما یک فرقی هست. یک تفاوتی باید داشته باشد. این زندگیها. زندگی مجازی و آنلاین آزاد است. این آزادی برای ما که درکش نکردهایم تمرین است. بارها این را گفتهام اما تکرارش ضرری ندارد. ما در حال تمرین دموکراسی و آزادی هستیم.
فرندفید چه با حضور من و شما و چه بدون حضور من و شما در جریان است. اما اتفاق بزرگی که افتاده است نزدیک کردن دوستیهاست. اگر به این اتفاق فکر کنید میفهمید که اتفاق بزرگیست. حتی آنهایی که از فرندفید رفتهاند برای من دوستان خوب و ماندگاری شدهاند. پس فرندفید وسیله است، وسیلهای برای محکم کردن دوستیها.
متاسفانه بعضی از ما ایرانیها نمیدانیم چه میخواهیم. فقط میدانیم یک چیزهایی میخواهیم. میدانیم دموکراسی خوب است اما تا اونجایی که ما صلاح بدونیم برای دیگران. اکثر ماها سانسورچیهای قدری هستیم. خب در سیاست، در فرهنگ، در اجتماع اینگونهایم. آزاد هم نیستیم اما اکنون به یک آزادی مطلقی رسیدهایم که تمامی امکانات را برای ما فراهم کرده است. میتوانیم دوست داشته باشیم. تبادل نظر کنیم. متنفر باشیم. محو کنیم. بلاک کنیم. اما متأسفانه ما حریصیم. همه چیز را میخواهیم و در عین حال نمیخواهیم.
چرا وقتی میتوانیم فرندفید را برای خودمان بهینه کنیم، این کار را انجام نمیدهیم ولی به زمین و زمان و تمام کاربران و فلسفهی وجودی فرندفید ایراد میگیریم؟ این «مدرسهی علوم انسانی» را چرا درک نمیکنیم. گزینههای لیستسازی، لایک، کامنت، هاید، بلاک و … برای چه در نظر گرفته شدهاند؟
چرا فکر میکنیم خارجیها الگوی مناسبی میتوانند برای ما باشند. این اشتباهیست که تاریخ ایران بارها به خود دیده است. شاگردان این مدرسه خود استاد میتوانند باشند. این مدرسه مدیر و معلم و ناظم ندارد. این مدرسه استاد ندارد. شاگرد باید هوشمند باشد و نکتههای دلخواهش را بگیرد.
من نوعی، سررشتهام شعر و ترانه و طنز است، خب چیز دیگری بلد نیستم البته تا جایی که کارم راه بیفتد بلدم. بعضیها متخصص عکسند. بعضیها متخصص آیتی. بعضیها درک سیاسیشان بالاست. از تمام آدمها در فرندفید موجود است. من خودم به شخصه کلی چیز یاد گرفتهام و استفادهها بردهام. درست مثل همین وبلاگ. فرندفید فصلهای زیادی را نگذرانده است یک بهار خوب داشته است، یک تابستان خوب، یک پاییز خوب را تمام کرده است و وارد یک زمستان خوب شده است.
بدانید از این زندگی در جریان چه میخواهید، مطمئنآ میتوانید استفادهی بهتری از آن بکنید. به احترام تمام آنهایی که در فرندفید عضو بودهاند، عضو هستند و عضو خواهند شد از جا برمیخیزم. اختلاف نظرها و عصبانیتها در همهی جامعهها اعم از آزاد و غیر آزاد وجود دارد اما این دلخوریها نباید باعث شود دوستیها از بین برود. به قول آرش کمانگیر عزیز حرف میزنیم، همهی آنهایی که اکانتشان را پاک کردهاند برای من کوچک عزیزند، چه دیگر به فرندفید برنگردند، چه برگردند که قدمشان روی چشم.مرتبط:
بهینهسازی, دلخوری, فرندفید, هدف, وب ٢.٠, وسیله, کاربران ۱۹ نظر
+ فرندفید تمام شد
+ فرندفید شش ماه پیش
+ فرندفید زنده است
+ فرندفید، زنده یا مرد! مسئله این نیست.
+ فرندفید ما و فرندفید آنها -
پنجشنبه ۵ دی ۱۳۸۷حرفروزی ز سر دست، لنگه کفشی به هوا خاست
بوش, خبرنگار, خز, عراقی, فحاش, لنگه کفش, مینیمال, کفاش ۲ نظر
[صدای شاعر در بین فحشهای حضار گم میشود] -
سه شنبه ۳ دی ۱۳۸۷شعرحافظهی سرد یعنی ذهن من نیمهتمام مانده است.
یعنی من نیمهکارهام.
حافظهی سرد یعنی بایگانی حواس من آتش گرفته است.
چهار عمل اصلی ماشین حساب.
حواس من جمع نیست.
من از من منها شدهام.
من در من ضرب نمیشوم.
من بر من تقسیم نمیشوم.
حساب من پاک پاک است.
دیسک را عوض کن.
«apple» سیب آدم نیست، سیبی که حوا به دندان گرفت.
آدم و حوا را سیب خانگی از بهشت به زمین پرتاب کرد.
مرا سیب سرد حافظه، از زمین به فراموشی پرتاب میکند.
ما همه را فراموش کردهایم.
میگویم یادمان رفته است «آغاسی» کشتیگیر نبود، آواز میخواند.
و «نصیری» نقاش نبود، هالتر میزد.
«فروغ» شاعر بود و عزیز بود، و من و تو او را نمیخواندیم.
ما «زن روز» میخواندیم و عزیز نبودیم.شهیار قنبری
خاطره, دکلمه, شعر, شعرخوانی, شهیار قنبری بدون نظر -
دوشنبه ۲ دی ۱۳۸۷شعرگفتی پس دوباره سبز خواهیم شد؟
گفتم در گلدان پشت پنجرهات سبز خواهم شد.
در ترانههای ننوشتهام سبز خواهی شد.
سبز سبز.
سبز غزل.
سبز دفترچههای مشق.
سبز دفترهای بزرگ نقاشی.
سبز مداد شمعی.
سبز گرگم به هوا.
سبز دفترچهی عقاید.
سبز نامههای پنهانی.
سبز گر گرفتنهای بیوقفه.
سبز سبز.
دوباره سبز خواهیم شد…شهیار قنبری
پینوشت: تقدیم به رؤیای چهار ستارهای که ترانهی «خیلی عاشقت میشم» مرا به میلاد تقدیم کرده است :)
سبز, شعر, شعرخوانی, شهیار قنبری ۱۳ نظر -
یکشنبه ۱ دی ۱۳۸۷حرفخدا قسمت همهتون بکنه «دردُبلا» [حالا همه با هم]
زیارت, مینیمال, نفهمی, چرت و پرت, کورکورانه بدون نظر
[الهی به حسین بن علی، به حسین بن علی …] -

یادم میاد اولین آلبومی که به صورت آلبوم کامل (آن موقعها کاستهایمان گلچین بود) از شهرام شبپره شنیدم، آلبوم دو راهی بود. ریتم و شعر متفاوت از اون چیزی بود که تا به آن موقع از او شنیده بودم با طرح اینزرتی دوستداشتنی. شهرامی که «دوماد»، «وای وای»، «گرگ و بره» و … را خوانده بود این بار با ریتمی ملایم، آلبوم خودش رو به بازار داده بود. البته این آلبوم هم آهنگهی ریتمیکی چون «عشق تابستانی» و «خوشگل بندری» داشت. اما آلبوم برای من متفاوت بود. آهنگ «دو راهی» و «خونهی عشق» برای من یادآور خاطرات کودکیست.
امیدوارم از آهنگ «خونهی عشق» همان اندازه لذت ببرید که من بردهام.
آهنگ, خونهی عشق, دو راهی, شهرام شبپره, معرفی, موسیقی, نوستالژی ۲ نظر -
یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۸۷حرف- از مکافات عمل غافل مشو
دماغ سربالا, ضربالمثل, عمل, مینیمال ۸ نظر
[به دماغ سربالایش اشاره میکند و محتویات درون]







